مجموعة مؤلفين

224

پنج سفرنامه يا سفر به اقليم عشق ( فارسى )

بعضى از اعراب شهربانى كه به شهربان مىرفتند با ما بودند ، قدرى با آنها صحبت نموده ، بين راه زاغچه سياهى را ميرزا محمود صيد « 1 » نمود . آمديم ، قدرى بالاتر ، يك زاغچه سياهى هم بنده زدم . آمديم به شهربان ، منزل همه ساله كه منزل مىكرديم ، منزل كرديم . قابلمه‌ها را گرم كردند . قدرى انار هم خرديدم . آمديم جلو اتاق بر آفتاب نشسته ، ناهار با شجاع نظام و ميرزا محمود صرف كرده ، قليانى كشيديم . رفتم درب كاروانسرا با افندى ها و صاحب كاروانسرا مشغول صحبت شده ، شجاع نظام و ميرزا محمود رفتند شكار درًاج ، يكى دو فرسنگى پياده راه طى كردند آمدند ، چيزى نديده بودند . طرف عصر هم با حاجى محمد جوا د كرمانشاهانى كه آنها هم به طرف عتباب عاليات به زيارت مشرف مىشدند ، قدرى در بازار گرديده ، انار خريده ، مراجعت به منزل [ نموده ] نموده ، نماز خوانده ، شب را هم آمده ، نشسته ، مشغول صحبت شدند ، تا الى سه ساعت از شب گذشته مشغول صحبت شدند . برخاسته ، رفتند . شام صرف نموده ، استراحت شد . [ 26 ] امروز كه روز سه شنبه چهارم [ شهرذيقعده ] است ، بايد برويم به منزل بعقوبه « 2 » راه هشت فرسنگ است . صبح زود برخاسته ، يك ساعت مانده ، بنه حركت كرد . صبح شد ، نماز خوانده ، چاى صرف شد . بعد ، برخاسته ، يك و نيم ساعت از [ دسته ] گذشته سوار شده ، به طرف منزل حركت شد . راه قدرى گِل ، ولى آفتاب بود . و هوا گرم بود . بين راه سه ، چهار زاغچه شكار شد . رفتم دو فرسنگى يعقوبه ، پياده شده ، قابلمه ها « 3 » [ را ] آوردند ، گرم كردند . نمد آبدارى را برآفتاب انداخته ، نشستيم . بنده ميل به غذا نداشتم ، حضرات همراهان ناهار خورده ، سوار شديم ، به منزل آمديم . در كاروانسراى تازه منزل نكرديم ، كاروانسراى قديم منزل كرديم . لوازمات شب را خريده ، دوستان آنجا جمع شده ، مشغول صحبت شده ، طرف مغرب هم برخاسته ، درب سرا رفته ، آنچه از

--> ( 1 ) . اصل : سيد ( 2 ) . اصل : يعقوبه ( 3 ) . اصل : قابلامه در همه موارد